السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
338
جواهر البلاغة ( فارسى )
مىگردند . در اينجا ، قصر حقيقى - ادعائى - موصوف بر صفت به وسيلهء « إنّما » شكل گرفته است . 4 - فلمّا أبى إلّا البكاء رفدته * بعينين كانا للدّموع على قدر چون كه از هرچيز جز گريستن ، سرباز زد من او را با دو چشمى كه براى ريزش اشكها توانا بود ، يارى كردم . در اين شعر ، قصر اضافى صفت بر موصوف است با شيوهء نفى و استثناء . 5 - ما لنا فى مديحه غير نظم * للمساعى التّى سعاها و وصف ما در ستايش او غير از شعر و وصف چيزى نداريم كه در برابر تلاشهايى باشد كه او انجام داده است . در اين شعر ، قصر اضافى صفت بر موصوف ، با شيوه نفى و استثناء پديد آمده است . 6 - بك اجتمع الملك المبدّد شمله * و ضمّت قواص منه بعد قواصى به دست تو ، نظام سلطنت فرو پاشيده ، گرد آمد و مناطق دوردست آن ، پس از پراكندگى به هم پيوست . در اين شعر « بك اجتمع » مفيد قصر است و نوع قصر ، اضافى و از قلمرو صفت بر موصوف است . بنابراين ، طريق قصر ، تقديم جار و مجرور است . 7 - سيذكرنى قومى إذا جدّ جدّهم * و فى الليلة الظلماء يفتقد البدر « 1 » مؤكدا قوم من ، هنگامى كه به تلاش افتند ، مرا ياد خواهند كرد و در شب تيره ، ماه درخشان ، طلب مىشود . در اين شعر ، قصر موصوف بر صفت است و تقديم جار و مجرور ( فى الليلة ) اين قصر اضافى را به وجود آورده است . 8 - ما افترقنا فى مديحه بل وصفنا * بعض أخلاقه و ذلك يكفى ما در ستايش او اختلاف نكردهايم بل برخى از اخلاق او را وصف كردهايم و همين بس است . در اين شعر ، طريق قصر ، نفى به وسيله « ما افترقنا » و « بل » است . و نوع قصر ، اضافى و قصر موصوف بر صفت است . و قال عليه الصلاة و السّلام : ليس لك من مالك إلّا ما أكلت فأفنيت ، أو لبست فأبليت أو تصدّقت فأبقيت پيامبر كه بر او سلام باد ، فرمود : از دارايى تو نيست مگر آنچه خوردهاى و نابود
--> ( 1 ) . اين شعر ، از ابو فراس حمدانى است . نگاه كنيد به ديوان ابو فراس ، ص 161 .